خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خــلوت شــب!!!

    خــلوت شــب!!!


    توی این خلوت شب منم و حس غریب، دل عاشقم چرا از همه خورده فریب

    من توی جاده عشق دیگه پا نمی زارم، دلمُ پیش کسی دیگه جا نمی زارم

    از کجا باید شروع کرد درد دل که گفتنی نیست قصه ی من خیلی وقته که دیگه شنیدنی نیست

    تو خودم دارم می پوسم ولی هیچکس نمی دونه چقدر سخته که آدم با خودش تنها بمونه

    یه روزی خیال می کردم عشق علاج همه دردهاست،

    عشق رو فریاد می زدم که آبیه به رنگ دریاست.

    منه ساده با نگاهی دلمُ ارزون فروختم ریشه ام ُ خودم سوزوندم واسه ی همیشه سوختم.

    حالا عمریه که دیگه عشقُ من باور ندارم تن من میلرزه وقتی اون روزهارو یاد میارم

    آسمون دعا کن امشب واسه ی این مرد تنها، خسته ام بس که نشسته ام به امید صبح فردا.


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    خــلوت شــب!!!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده